برگردان از فرانسه به فارسی- شماری از استادان دانشگاهها و پژوهشگران در حوزه مطالعات ایرانی بههمراه جمعی از دانشپژوهان در سراسر جهان با انتشار بیانیهای به تخریب آثار باستانی در پی بمباران ایران توسط آمریکا و اسراییل واکنش نشان دادند.
آنها در بیانیه خود تصریح کردند جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران علاوه بر هزاران کشتهای که برجای گذاشته، با هدف قرار دادن اماکن تاریخی، به پاک شدن یک حافظه تاریخی مشترک منجر شده است.
الویز براک دولا پرییر، دنی هرمان، برنارد هورکاد، عباس امانت و آزاده کیان از جمله امضاکنندگان این بیانیه هستند.
در بیانیه شماری از استادان دانشگاه و پژوهشگران در حوزه مطالعات ایرانی بههمراه جمعی از دانشپژوهان آمده است:
از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، دولتهای آمریکا و اسرائیل کارزار بمباران شدید ایران را آغاز کردند که این اقدام بر اساس حقوق بینالملل غیرقانونی است. باوجود آتشبس شکنندهای که در شامگاه ۷ تا ۸ آوریل اعلام شد، این بمبارانها تأثیرات قابل توجهی برجای گذاشتهاند. ما بدینوسیله همبستگی خود را با مردم ایران اعلام میکنیم که بار اصلی پیامدهای این جنگ بر دوش آنهاست و همچنان خواهد بود.
در ماه مارس، یونسکو در چند بیانیه (آخرین مورد در اینجا) پیامدهای ویرانگر این جنگ را برای میراث ایران و بهطور کلی برای میراث خاورمیانه، محکوم کرده و در مورد آن به جامعه بینالمللی هشدار داده است. این هشدارها توسط دیگر سازمانهای بینالمللی که مسئول حفظ و حراست از میراث کشورها هستند (اروپا نوسترا، شورای بینالمللی موزهها موسوم به ایکوم، شورای بینالمللی ابنیه و محوطهها موسوم به ایکوموس، و کمیته امور آمریکا در سپر آبی بینالمللی) نیز تکرار شده است. فراتر از موارد نمادین آسیبهای وارده به کاخ گلستان در تهران، کاخ چهل ستون و میدان نقش جهان در اصفهان، که هر دو در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیدهاند، هر روز موارد بسیار زیادی از تخریبهای جبرانناپذیر توسط سازمانهای بینالمللی، مقامات مسئول میراث فرهنگی ایران و همچنین چندین رسانه ایرانی و بینالمللی گزارش شده است.
در واقع، تا به امروز، بیش از ۱۲۰ مکان آسیب دیدهاند. فراتر از «خسارتهای جانبی» بهظاهر اجتنابناپذیر، این تخریبها گاهی نتیجه حملات عمدی است که با هدف پاک کردن آثار گذشته و نابودی نهادهایی (از جمله حملات به دانشگاههای تهران و اصفهان) صورت میگیرد که به حفظ این میراث و آموزش علمی نسلهای جدید که مسئول آن خواهند بود، کمک میکنند.
این حملات نه فقط بر خود آثار، بلکه بر کارکنانی که مسئول بررسی و حفاظت از آنها هستند نیز تأثیر میگذارد. بهعنوان مثال، ما بهویژه نگران حملات ۸ مارس هستیم که دفاتر سازمان میراث فرهنگی ایران در خرمآباد در استان لرستان را ویران کرد؛ درهای که اطراف آن بهعنوان یکی از آثار میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است. چند تن از اعضای این سازمان مجروح شدند. سرنوشت آرشیوهای باستانشناسی و اسناد علمی موجود در آنجا همچنان نامشخص است. این حملات همچنین به دژ باستانی فلکالافلاک و موزه مجاور آن آسیب رساند.
البته این اماکن مانند بسیاری دیگر، بهطور رسمی شناسایی شده و برای جلوگیری از چنین حملاتی، یونسکو مختصات آنها را به طرفهای درگیر منتقل کرده بود. میراث ایران البته پیش از این نیز بهای سنگینی را در پی رویدادهای فاجعهبار متوالی که از زمان اولین بمبارانهای شدید اسرائیل-آمریکا در ژوئن ۲۰۲۵ که ایران را بهلرزه درآورد، پرداخته است. از این رو، ما مایل به بازنشر بیانیههای یونسکو هستیم که «همه طرفها را به تعهداتشان در قبال احترام به حقوق بینالملل، بهویژه کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه برای حفاظت از اموال فرهنگی در صورت درگیریهای مسلحانه، و همچنین کنوانسیون ۱۹۷۲ مربوط به حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی جهانی» فرامیخواند.
اسناد بیبدیل از گذشته ایران برای نسلهای حال و آینده
ما بهعنوان پژوهشگرانی در حوزه مطالعات ایرانی، میخواهیم بر غنای استثنایی میراث ایران گواهی دهیم. علاوه بر ۲۹ میراث ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو، از سال ۱۹۳۰ که ساخت موزه ملی ایران در تهران آغاز شد و میزبان مجموعههای باستانشناسی گرانبها است، حدود ۴۰ هزار مکان نیز در فهرست میراث ملی ایران قرار گرفتهاند. علاوه بر این میراث ملموس، این کشور میزبان مجموعههای آرشیوی متعدد و مختلف است.
این اماکن، مجموعهها و آرشیوها، اسناد بیبدیل گذشته ایران برای نسلهای حال و آینده هستند. برای ما پژوهشگران، آنها همچنین منابع ضروری برای مطالعه جوامع باستانی، مدرن و معاصر هستند که در گذشته و حال در سرزمینی که اکنون قلمرو ایران است، زندگی کرده و همچنان زندگی میکنند. از آنجا که ما هر روز با آنها سر و کار داریم، میتوانیم گواهی دهیم که این منابع تا چه اندازه برای درک عمیق ما از تاریخ، نه فقط در سطح ملی ایران و سطح منطقهای خاور نزدیک و خاورمیانه، بلکه در سطح جهانی مهم هستند.
همانطور که تحقیقات باستانشناسی اخیر در شمال غربی این کشور نشان داده است، این تاریخ به دوران پارینهسنگی در بیش از ۳۰۰ هزار سال پیش بازمیگردد. از آن زمان، سرزمین ایران امروزی شاهد تولد و شکوفایی فرهنگها و تمدنهای بیشماری بوده است. آنها شواهد عینی استثنایی مانند آثاری از اوایل دوران نوسنگی، یعنی ظهور کشاورزی، برای ما بهجا گذاشتهاند، علایمی از یکی از قدیمیترین خطهای جهان (پروتو-عیلامی)، و بقایای شهرهای عصر مفرغ (مانند شوش، شهر سوخته و کنارصندل) که کاملاً در شبکههای تجارت بینالمللی ادغام شده بودند.
آنها همچنین مجموعههای باشکوهی را برای ما به ارث گذاشتهاند که توسط پادشاهان هخامنشی، اشکانی و ساسانی که بر سرزمینهای پهناوری (مانند پاسارگاد، تخت جمشید، فیروزآباد و تخت سلیمان) فرمانروایی میکردند، ساخته شدهاند، و همچنین انبوهی از بناها (برای مثال، در یزد، اصفهان، کاشان و شیراز) که تکامل سنتهای معماری قابل توجه ناشی از سلسلههای متوالی اسلامی را نشان میدهند. البته نباید خلق آثار هنری تزئینی استثنایی (سرامیک، صنایع مسی، نساجی و غیره) را نیز از قلم انداخت.
اگرچه همین چند نمونه برای نشان دادن جایگاه محوری ایران در تاریخ جهان کافی است، اما این کشور همچنین سرشار از سایتهای باستانشناسی و میراثی بومی است (مانند زیارتگاهها و آرامگاههای محلی، بقایای خانههای خشتی، کتیبههای سنگی، آثار فعالیتهای کشاورزی) که هرچند کمتر دیده میشوند، اما بههمان اندازه برای درک زندگی روزمره و بدهبستانهای فرهنگهای گوناگون در ایران قدیم و همسایگانش مهم هستند.

همچنین این تنوع، شامل جغرافیای کشوری میشود که سه برابر فرانسه وسعت دارد و دارای مناطق معتدل در شمال غربی، بیابانها و رشتهکوههای فلات ایران، و دسترسی ساحلی به خلیج فارس در جنوب و دریای خزر در شمال است. این شرایط زیستمحیطی، سرزمین ایران را به محیطی منحصربهفرد برای مطالعه توانایی جوامع باستانی در سازگاری با تغییرات اقلیمی که امروزه مسالهای حیاتی است، تبدیل میکند؛ امری که در مراحل اولیه اهلیسازی گیاهان و حیوانات در بیش از ۱۰ هزار سال پیش، توسعه شیوههای کشاورزی-دامداری، سیستمهای آبیاری پیچیده و باغهای نمادین ایرانی، مشهود است. جنگ جاری نیز پیامدهای زیستمحیطی جدی برای این محیطهای اغلب شکننده و جمعیتهای ساکن در آنها خواهد داشت.
ضرورت گسترش سازوکارهای حمایت از همکاران ایرانی
ما فقط حلقههایی از زنجیره نوشتن و حفظ این تاریخ پهناور هستیم که بیش از هر چیز متکی بر شبکه متراکمی از همکاران ایرانی (پژوهشگران، مدرسان، موزهداران، آرشیویستها، مرمتگران و دانشجویان این رشتهها) است که در نهادهای دانشگاهی، موزهای و میراثی در سراسر این کشور فعالیت میکنند. ما در این شرایط دشوار، حمایت شدید خود را از آنها ابراز میکنیم، زمانیکه اولویت فوری، تضمین امنیت آنها و خانوادههایشان است، همزمان تلاش میکنند میراث خود را حفظ و خسارات وارده را ترمیم و مستندسازی کنند.
ما از فراخوان انجمن موزهها مستقر در بریتانیا که به ابتکار تعدادی از متخصصان میراث فرهنگی تنظیم شده، حمایت میکنیم که خواستار افزایش نظارت بر میراث ایران و هماهنگی تلاشهای بینالمللی است. ما بر اهمیت همه ابتکارات بینالمللی که هدفشان بررسی خسارات وارده به محوطههای باستانی، موزهها و آرشیوهای ایران (مانند اطلسی که توسط انجمن باستانشناسی ایران و با همکاری مرکز چشماندازهای باستانی خاورمیانه تهیه شده است) است، تأکید میکنیم. دانستههای ما از منطقه، ارتباطات ما با محافل دانشگاهی ایران و مهارتهای روششناختی ما میتواند به مستندسازی و ارزیابی دقیق خسارات وارده کمک کند. با این حال، کار مستندسازی بهدلیل انزوای همکاران ایرانی ما با مشکل مواجه شده، زیرا ارتباطات اینترنتی با ایران برای هفتهها قطع شده است.
ما از همه نهادهای وابسته به خود (وزارتخانهها، مراکز پژوهشی، دانشگاهها) میخواهیم نسبت به این موضوع واکنش نشان داده و همه تدابیر لازم را برای حمایت از ابتکارات بینالمللی که هدفشان حفاظت از میراث ایران و پتانسیل علمی استثنایی آن است، به کار گیرند. ما از آنها میخواهیم در هر فرصتی، تعهدات طرفهای درگیر را برای بهکارگیری همه امکانات در راستای حفظ این میراث، یادآوری کنند. ما بهعنوان پژوهشگرانی در حوزه مطالعات ایرانی، خواستار بهکارگیری همه ابزارهای لازم برای حفظ پویایی پژوهش در این حوزه هستیم. فرانسه با بیش از ۱۵۰ سال تجربه در همکاریهای علمی و دانشگاهی با ایران، نقشی مهم ایفا میکند. هرچند گسترش مناطق درگیری در سراسر خاور نزدیک و خاورمیانه، از افغانستان تا لبنان، پیامدهای جدی برای پژوهش در این منطقه گسترده بههمراه داشته، اما در عین حال به ما آموخته است که حتی در مواجهه با موانع میدانی، با قاطعیت به کار خود ادامه دهیم.

ما از مؤسسات وابسته به خود میخواهیم متعهدانه عمل کنند، هم اقدامهای حفاظتی فوری در کوتاهمدت و هم با تداوم این تلاشها در بلندمدت. از همین رو از آنها میخواهیم برای حمایت از همکاران ایرانی ما، امکانات لازم را فراهم کنند تا آنها بتوانند به فعالیتهای خود در مؤسسات علمی بینالمللی ادامه دهند. پژوهشهایی که با مانع مواجه شوند، پژوهشهای در معرض خطر هستند. بنابراین، ضروری است نهادهای عمومی از تداوم پژوهشهای بنیادین و مشارکتی در حوزههای علوم انسانی و علوم اجتماعی مرتبط با ایران حمایت کنند.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، به دانشی روشن و دقیق درباره ایران نیاز داریم. نمیتوانیم اجازه دهیم شکاف میان مردمان و جوامعی که در بلندمدت سرنوشت مشترکی دارند، عمیقتر شود. یکی از چالشهای مهم در برابر ما، محدود شدن دسترسی به عرصه پژوهش است که ما را وامیدارد تا راههای جدیدی برای پژوهش در تاریخ ایران بزرگ پیدا کنیم.
از همین رو باید منابع لازم را برای پژوهش در این حوزه تأمین کرد که از آن جمله میتوان به اختصاص بودجهای استثنایی برای پاسخ به این وضعیت اضطراری اشاره کرد. همچنین برای همکاران ایرانی ما باید سازوکارهای بینالمللی جابجایی در فرانسه (اقامتهای پژوهشی مانند کرسیهای موقت، کمکهزینههای پژوهشی، ویزای نخبگان و غیره) گسترش یابد.
نقش سازمان ملی پژوهش فرانسه (ANR) در حمایت و ارتقای برنامههای پژوهشی مرتبط با حوزه ایران بزرگ (برای مثال فراخوانهای ANR) مهم است. برنامههای دیجیتالیسازی آرشیوهای مرتبط با این حوزه نیز برای حفاظت، اشتراکگذاری و بهرهبرداری علمی از آنها ضروری هستند. همچنین باید همانند همه رشتههای بهاصطلاح «کمیاب»، توجه ویژهای به نوسازی حوزه مطالعات ایرانی و ایجاد فرصتهای شغلی تخصصی در نهادهای پژوهشی داشت؛ در غیر این صورت، خطر حذف تدریجی این حوزه از عرصه دانشگاهی وجود دارد. تربیت متخصصان و پژوهشگران جوان نیز باید با تأمین بودجه پایدار و قابل اتکا (بورسهای دکتری و حمایتهای پسادکتری) ادامه یابد.
علاوه بر این، فرانسه از این مزیت برخوردار است که میتواند بر شبکهای قابل توجه از مؤسسات پژوهشی خود در منطقه (واحدهای پژوهشی وابسته به وزارت خارجه و در برخی موارد، مرکز ملی پژوهشهای علمی) تکیه کند که از آن جمله میتوان به انجمن ایرانشناسی فرانسه در ایران (IFRI)، مؤسسه فرانسوی مطالعات آسیای مرکزی (IFEAC)، و هیات باستانشناسی فرانسه در افغانستان (DAFA) اشاره کرد. این نهادها که برخی از آنها بیش از یک قرن در ایران و کشورهای همسایه آن حضور دارند، نقش مهمی در حفظ ارتباط با جوامع علمی محلی، هماهنگی پژوهشها، و مراکز مهم منابع (کتابخانهها و آرشیوها) ایفا میکنند.
اگرچه شرایط کنونی در برخی موارد منجر به تعطیلی دفاتر این مؤسسات شده است، اما ما باید با حمایت مقامهای ذیصلاح، راههایی را پیدا کنیم که آنها همچنان بتوانند نقش محرک خود را در تسهیل و سازماندهی شبکههای همکاری ایفا کنند. همچنین برای همگرایی، حمایت از جایگاه پژوهش در حوزه ایران بزرگ و ارتقای آن باید بیش از پیش به مؤسسات ملی پژوهشی در حوزه مطالعات منطقهای (مانند «جیآیسی» در خاورمیانه و جوامع اسلامی، و «جیآیسی» در آسیا) تکیه شود. این مؤسسات، بستری برای شکلگیری تفکرات عمیق در جهت حفظ پویایی پژوهش هستند و بهعنوان ابزارهایی برای حمایت بیشتر از برنامههای تحقیقاتی در حوزه ایران بزرگ عمل میکنند.
پاک کردن تاریخ خاورمیانه
فراتر از ایران، تداوم گفتوگوهای علمی و تعمیق شناخت ما از گذشته، از پایههای اساسی انسانیت ما بهشمار میروند. در جریان تحولات این جنگ جدید و چندمین جنگ خلیج فارس، مردم ایران و بهطور کلی همه ساکنان این منطقه بهسرعت به فراموشی سپرده شدند، جنگی که اهدافش هر روز بیمعناتر و نتیجهاش نامشخصتر از همیشه بهنظر میرسد، حتی اگر اعلام آتشبس از شامگاه ۷ آوریل قابل استقبال باشد.
تخریبها نهتنها در ایران بلکه در کشورهای همسایه این کشور در خاورمیانه نشان میدهند که پیامدهای این جنگها مشخص هستند و آن اینکه علاوه بر هزاران کشتهای که برجای میگذارند، به نابودی یک حافظه مشترک نیز منجر میشوند، زیرا این حملات، اماکن تاریخی را هدف قرار میدهند. به این ترتیب، این جنگها با از میان بردن پیشینه طولانی، غنی و بههمپیوسته این جوامع، به انسانیتزدایی در جوامع خاورمیانه دامن میزنند و آنها را فدای منافع کوتاهمدت ژئوپولیتیکی و اقتصادی میکنند. این روند همچنین به تقویت مفهوم نادرست و خطرناک «برخورد تمدنها» کمک میکند.




